بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ طسٓمٓ
طا، سين، ميم.
سُورَةُ الشُّعَرَاءِ
با کشیدن مرزی روشن میان وحی الهی و سرودههای سرگردان شاعرانی که «چیزی میگویند که خود بدان عمل نمیکنند» پایان مییابد.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ طسٓمٓ
طا، سين، ميم.
تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱلْكِتَٰبِ ٱلْمُبِينِ
اينهاست آيات اين كتاب روشنگر.
لَعَلَّكَ بَٰخِعٌۭ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ
شايد، از اينكه ايمان نمىآورند، خود را هلاك سازى.
إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ ءَايَةًۭ فَظَلَّتْ أَعْنَٰقُهُمْ لَهَا خَٰضِعِينَ
اگر بخواهيم، از آسمان برايشان آيتى نازل مىكنيم كه در برابر آن به خضوع سر فرود آورند.
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍۢ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا۟ عَنْهُ مُعْرِضِينَ
برايشان هيچ سخن تازهاى از خداى رحمان نازل نمىشود، جز آنكه از اعراض مىكنند.
فَقَدْ كَذَّبُوا۟ فَسَيَأْتِيهِمْ أَنۢبَٰٓؤُا۟ مَا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ
پس تكذيبش كردند. زودا كه خبر آن چيزهايى كه مسخرهاش مىكردند به ايشان برسد.
أَوَلَمْ يَرَوْا۟ إِلَى ٱلْأَرْضِ كَمْ أَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۢ كَرِيمٍ
آيا به زمين ننگريستهاند كه چه قدر از هر گونه گياهان نيكو در آن رويانيدهايم.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
در اين عبرتى است ولى بيشترشان مؤمن نبودهاند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
به راستى پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.
وَإِذْ نَادَىٰ رَبُّكَ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱئْتِ ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ
و پروردگارت موسى را ندا داد كه: اى موسى، به سوى آن مردم ستمكار برو:
قَوْمَ فِرْعَوْنَ ۚ أَلَا يَتَّقُونَ
قوم فرعون. آيا نمىخواهند پرهيزگار شوند؟
قَالَ رَبِّ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ
گفت: اى پروردگار من، مىترسم كه دروغگويم خوانند.
وَيَضِيقُ صَدْرِى وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِى فَأَرْسِلْ إِلَىٰ هَٰرُونَ
و دل من تنگ گردد و زبانم گشاده نشود. هارون را رسالت ده.
وَلَهُمْ عَلَىَّ ذَنۢبٌۭ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ
و بر من به گناهى ادعايى دارند، مىترسم كه مرا بكشند.
قَالَ كَلَّا ۖ فَٱذْهَبَا بِـَٔايَٰتِنَآ ۖ إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ
گفت: هرگز، آيات مرا هر دو نزد آنها ببريد، ما نيز با شما هستيم و گوش فرا مىدهيم.
فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَآ إِنَّا رَسُولُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
پس نزد فرعون رويد و بگوييد: ما رسول پروردگار جهانيان هستيم،
أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
كه بنى اسرائيل را با ما بفرستى.
قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًۭا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ
گفت: آيا به هنگام كودكى نزد خود پرورشت نداديم و تو چند سال از عمرت را در ميان ما نگذارنيدى؟
وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ ٱلَّتِى فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ
و آن كار را كه از تو سرزد مرتكب نشدى؟ پس تو كافر نعمتى.
قَالَ فَعَلْتُهَآ إِذًۭا وَأَنَا۠ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ
گفت: آن وقت كه چنان كردم از خطاكاران بودم.
فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِى رَبِّى حُكْمًۭا وَجَعَلَنِى مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ
و چون از شما ترسيدم گريختم. ولى پروردگار من به من نبوت داد و مرا در شمار پيامبران آورد.
وَتِلْكَ نِعْمَةٌۭ تَمُنُّهَا عَلَىَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
و منّت اين نعمت را بر من مىنهى كه بنىاسرائيل را برده ساختهاى؟
قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ ٱلْعَٰلَمِينَ
فرعون گفت: پروردگار جهانيان چيست؟
قَالَ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ
گفت: اگر به يقين مىپذيريد، پروردگار آسمانها و زمين و هر چه ميان آنهاست.
قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُۥٓ أَلَا تَسْتَمِعُونَ
به آنان كه در اطرافش بودند، گفت: آيا نشنيديد؟
قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ
گفت: پروردگار شما و پروردگار نياكان شما.
قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ ٱلَّذِىٓ أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌۭ
فرعون گفت: اين پيامبرى كه بر شما فرستاده شده، ديوانه است.
قَالَ رَبُّ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ
گفت: اوست پروردگار مشرق و مغرب و هر چه ميان آن دوست، اگر تعقل كنيد.
قَالَ لَئِنِ ٱتَّخَذْتَ إِلَٰهًا غَيْرِى لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ ٱلْمَسْجُونِينَ
فرعون گفت: اگر جز من كس ديگرى را به خدايى گيرى به زندانت مىافكنم.
قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَىْءٍۢ مُّبِينٍۢ
گفت: حتى اگر معجزهاى روشن براى تو آورده باشم؟
قَالَ فَأْتِ بِهِۦٓ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ
گفت: اگر راست مىگويى، بياورش.
فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ ثُعْبَانٌۭ مُّبِينٌۭ
عصايش را انداخت. به آشكارا اژدهايى شد.
وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِىَ بَيْضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ
و دستش را بيرون آورد. در نظر بينندگان سپيد مىنمود.
قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُۥٓ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٌ عَلِيمٌۭ
به مهتران قومش كه كنارش بودند گفت: اين مرد جادوگرى داناست.
يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِۦ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ
مىخواهد به جادوى خود شما را از سرزمينتان بيرون كند. چه رأى مىدهيد؟
قَالُوٓا۟ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَٱبْعَثْ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ
گفتند: از او و برادرش مهلت بخواه و كسان به شهرها بفرست.
يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍۢ
تا هر جادوگر دانايى را كه هست نزد تو بياورند.
فَجُمِعَ ٱلسَّحَرَةُ لِمِيقَٰتِ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ
جادوگران را در روزى معين به وعدهگاه آوردند.
وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ
و مردم را گفتند: آيا شما نيز گرد مىآييد؟
لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ ٱلسَّحَرَةَ إِن كَانُوا۟ هُمُ ٱلْغَٰلِبِينَ
تا اگر جادوگران پيروز آمدند همه از آنها پيروى كنيم.
فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ قَالُوا۟ لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ ٱلْغَٰلِبِينَ
چون جادوگران آمدند، به فرعون گفتند: آيا اگر ما پيروز شويم ما را مزدى خواهد بود.
قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًۭا لَّمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ
گفت: آرى، همه از مقربان خواهيد بود.
قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلْقُوا۟ مَآ أَنتُم مُّلْقُونَ
موسى به آنها گفت: هر چه مىخواهيد بيفكنيد، بيفكنيد.
فَأَلْقَوْا۟ حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا۟ بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ ٱلْغَٰلِبُونَ
آنان ريسمانها و چوبهاى خود بيفكندند و گفتند: به عزت فرعون كه ما پيروز شديم.
فَأَلْقَىٰ مُوسَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ
و موسى عصايش را افكند. ناگاه همه آن دروغهايى را كه ساخته بودند، بلعيد.
فَأُلْقِىَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ
جادوگران به سجده افتادند.
قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
گفتند: به پروردگار جهانيان ايمان آورديم:
رَبِّ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ
پروردگار موسى و هارون.
قَالَ ءَامَنتُمْ لَهُۥ قَبْلَ أَنْ ءَاذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِى عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ۚ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَٰفٍۢ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ
گفت: آيا پيش از آنكه شما را رخصت دهم ايمان آورديد؟ هرآينه آن مرد، بزرگ شماست كه شما را جادو آموخته است. خواهيد ديد. اكنون دستها و پاهايتان را از چپ و راست خواهم بريد و همه تان را بر دار خواهم كرد.
قَالُوا۟ لَا ضَيْرَ ۖ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ
گفتند: باكى نيست، ما نزد پروردگارمان باز مىگرديم.
إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَٰيَٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
ما اميد مىداريم كه پروردگارمان خطاهاى ما را ببخشد كه ما نخستين كسانى هستيم كه ايمان آورديم.
۞ وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِىٓ إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ
و به موسى وحى كرديم كه: شبهنگام بندگان مرا بيرون ببر كه از پى شما بيايند.
فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ
و فرعون گردآورندگان سپاه را به شهرها فرستاد.
إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَشِرْذِمَةٌۭ قَلِيلُونَ
كه اينان گروهى اندكند،
وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَآئِظُونَ
و ما را به خشم آوردهاند،
وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَٰذِرُونَ
و ما همگى آماده پيكاريم.
فَأَخْرَجْنَٰهُم مِّن جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ
پس ايشان را از باغها و چشمهسارها بيرون كرديم،
وَكُنُوزٍۢ وَمَقَامٍۢ كَرِيمٍۢ
و از گنجها و خانههاى نيكو،
كَذَٰلِكَ وَأَوْرَثْنَٰهَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
بدين سان همه را به بنى اسرائيل وا گذاشتيم.
فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ
فرعونيان به هنگام برآمدن آفتاب از پى آنها رفتند.
فَلَمَّا تَرَٰٓءَا ٱلْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَٰبُ مُوسَىٰٓ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ
چون آن دو گروه يكديگر را ديدند، ياران موسى گفتند: گرفتار آمديم.
قَالَ كَلَّآ ۖ إِنَّ مَعِىَ رَبِّى سَيَهْدِينِ
گفت: هرگز. پروردگار من با من است و مرا راه خواهد نمود.
فَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱضْرِب بِّعَصَاكَ ٱلْبَحْرَ ۖ فَٱنفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍۢ كَٱلطَّوْدِ ٱلْعَظِيمِ
پس به موسى وحى كرديم كه: عصايت را بر دريا بزن. دريا بشكافت و هر پاره چون كوهى عظيم گشت.
وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ ٱلْءَاخَرِينَ
و آن گروه ديگر را نيز به دريا رسانديم.
وَأَنجَيْنَا مُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓ أَجْمَعِينَ
موسى و همه همراهانش را رهانيديم.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا ٱلْءَاخَرِينَ
و آن ديگران را غرقه ساختيم.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
هرآينه پروردگار تو پيروزمند و بخشنده است.
وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَٰهِيمَ
و داستان ابراهيم را برايشان تلاوت كن.
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦ مَا تَعْبُدُونَ
آنگاه كه به پدر و قوم خود گفت: چه مىپرستيد؟
قَالُوا۟ نَعْبُدُ أَصْنَامًۭا فَنَظَلُّ لَهَا عَٰكِفِينَ
گفتند: بتانى را مىپرستيم و معتكف آستانشان هستيم.
قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ
گفت: آيا وقتى آنها را مىخوانيد صدايتان را مىشنوند؟
أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ
يا براى شما سود و زيانى دارند؟
قَالُوا۟ بَلْ وَجَدْنَآ ءَابَآءَنَا كَذَٰلِكَ يَفْعَلُونَ
گفتند: نه، پدرانمان را ديدهايم كه چنين مىكردهاند.
قَالَ أَفَرَءَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ
گفت: آيا مىدانيد كه چه مىپرستيدهايد،
أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُمُ ٱلْأَقْدَمُونَ
شما و نياكانتان؟
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّۭ لِّىٓ إِلَّا رَبَّ ٱلْعَٰلَمِينَ
آنها دشمنان منند، ولى پروردگار جهانيان دوست من است:
ٱلَّذِى خَلَقَنِى فَهُوَ يَهْدِينِ
آن كه مرا بيافريده سپس راهنماييم مىكند،
وَٱلَّذِى هُوَ يُطْعِمُنِى وَيَسْقِينِ
و آن كه به من طعام مىدهد و مرا سيراب مىسازد،
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ
و چون بيمار شوم شفايم مىبخشد،
وَٱلَّذِى يُمِيتُنِى ثُمَّ يُحْيِينِ
و آن كه مرا مىميراند و سپس زنده مىكند،
وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ
و آن كه اميد مىدارم كه در روز قيامت خطايم را ببخشايد.
رَبِّ هَبْ لِى حُكْمًۭا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّٰلِحِينَ
اى پروردگار من، مرا حكمت بخش و مرا به شايستگان بپيوند.
وَٱجْعَل لِّى لِسَانَ صِدْقٍۢ فِى ٱلْءَاخِرِينَ
و ذكر جميل مرا در دهان آيندگان انداز.
وَٱجْعَلْنِى مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ ٱلنَّعِيمِ
و مرا از وارثان بهشت پرنعمت قرار ده.
وَٱغْفِرْ لِأَبِىٓ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ
و پدرم را بيامرز كه از گمراهان است.
وَلَا تُخْزِنِى يَوْمَ يُبْعَثُونَ
و در روز قيامت مرا رسوا مساز:
يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌۭ وَلَا بَنُونَ
روزى كه نه مال سود مىدهد و نه فرزندان.
إِلَّا مَنْ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلْبٍۢ سَلِيمٍۢ
مگر آن كس كه با قلبى رسته از شرك به نزد خدا بيايد.
وَأُزْلِفَتِ ٱلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ
و بهشت را براى پرهيزگاران نزديك آرند.
وَبُرِّزَتِ ٱلْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ
و جهنم را در نظر كافران آشكار كنند.
وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ
به آنها گويند: چيزهايى كه سواى خداى يكتا مىپرستيديد، كجايند؟
مِن دُونِ ٱللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ
آيا ياريتان مىكنند، يا خود يارى مىجويند؟
فَكُبْكِبُوا۟ فِيهَا هُمْ وَٱلْغَاوُۥنَ
آنها و كافران را سرنگون در جهنم اندازند،
وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ
و همه سپاهيان ابليس را.
قَالُوا۟ وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ
و در حالى كه در جهنم با يكديگر به نزاع پرداختهاند، مىگويند:
تَٱللَّهِ إِن كُنَّا لَفِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍ
به خدا سوگند كه ما در گمراهى آشكار بوديم،
إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
آنگاه كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مىدانستيم.
وَمَآ أَضَلَّنَآ إِلَّا ٱلْمُجْرِمُونَ
و ما را جز مجرمان گمراه نساختند.
فَمَا لَنَا مِن شَٰفِعِينَ
و اكنون ما را شفيعانى نيست.
وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍۢ
و ما را دوست مهربانى نيست.
فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةًۭ فَنَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
كاش بار ديگر به دنيا باز گرديم تا از مؤمنان گرديم.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
هر آينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.
كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ ٱلْمُرْسَلِينَ
قوم نوح پيامبران را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنگاه كه برادرشان نوح به آنها گفت: آيا پروا نمىكنيد؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من براى شما پيامبرى امين هستم.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمىطلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
۞ قَالُوٓا۟ أَنُؤْمِنُ لَكَ وَٱتَّبَعَكَ ٱلْأَرْذَلُونَ
گفتند: آيا به تو ايمان بياوريم و حال آنكه فرومايگان پيرو تو هستند؟
قَالَ وَمَا عِلْمِى بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ
گفت: دانش من به كارهايى كه مىكنند نمىرسد.
إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّى ۖ لَوْ تَشْعُرُونَ
اگر مىفهميد، حسابشان تنها با پروردگار من است.
وَمَآ أَنَا۠ بِطَارِدِ ٱلْمُؤْمِنِينَ
و من مؤمنان را طرد نمىكنم.
إِنْ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ
جز بيمدهندهاى آشكار نيستم.
قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَٰنُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمَرْجُومِينَ
گفتند: اى نوح، اگر بس نكنى، سنگسار مىشوى.
قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِى كَذَّبُونِ
گفت: اى پروردگار من، قوم من مرا تكذيب مىكنند.
فَٱفْتَحْ بَيْنِى وَبَيْنَهُمْ فَتْحًۭا وَنَجِّنِى وَمَن مَّعِىَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
ميان من و آنها راهى برگشاى و مرا و مؤمنان همراه مرا رهايى بخش.
فَأَنجَيْنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِى ٱلْفُلْكِ ٱلْمَشْحُونِ
او و همراهانش را در آن كشتى انباشته، نجات داديم.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ ٱلْبَاقِينَ
و باقى را غرقه كرديم.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
هرآينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.
كَذَّبَتْ عَادٌ ٱلْمُرْسَلِينَ
قوم عاد پيامبران را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنگاه كه برادرشان هود گفت: آيا پروا نمىكنيد؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من براى شما پيامبرى امين هستم.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمىطلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ ءَايَةًۭ تَعْبَثُونَ
آيا بر فراز هر بلندى به بيهودگى برجى برمىآوريد؟
وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ
و بدين پندار كه همواره زندهايد كوشكهايى بنا مىكنيد؟
وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ
و چون انتقام گيريد چون جباران انتقام مىگيريد؟
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِىٓ أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ
و بترسيد از آن خدايى كه آنچه را كه مىدانيد، به شما عطا كرده است.
أَمَدَّكُم بِأَنْعَٰمٍۢ وَبَنِينَ
و به شما چارپايان و فرزندان ارزانى داشته است،
وَجَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍ
و باغها و چشمهساران.
إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ
من از عذاب روزى بزرگ بر شما بيمناكم.
قَالُوا۟ سَوَآءٌ عَلَيْنَآ أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ ٱلْوَٰعِظِينَ
گفتند: براى ما يكسان است كه ما را اندرز دهى يا اندرز ندهى.
إِنْ هَٰذَآ إِلَّا خُلُقُ ٱلْأَوَّلِينَ
اينها جز همان دروغ و نيرنگ پيشينيان نيست.
وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ
و ما عذاب نخواهيم شد.
فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَٰهُمْ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
پس تكذيبش كردند و ما آنان را هلاك كرديم. هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
هرآينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.
كَذَّبَتْ ثَمُودُ ٱلْمُرْسَلِينَ
قوم ثمود پيامبران را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَٰلِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنگاه كه برادرشان صالح گفت: آيا پروا نمىكنيد؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من براى شما پيامبرى امين هستم.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمىطلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
أَتُتْرَكُونَ فِى مَا هَٰهُنَآ ءَامِنِينَ
آيا پنداريد كه شما را در اين نعمتها، ايمن رها مىكنند؟
فِى جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ
در باغها و چشمهسارها؟
وَزُرُوعٍۢ وَنَخْلٍۢ طَلْعُهَا هَضِيمٌۭ
و كشتزارها و نخلها با آن شكوفههاى نرم و لطيف؟
وَتَنْحِتُونَ مِنَ ٱلْجِبَالِ بُيُوتًۭا فَٰرِهِينَ
و شادمانه در كوهها خانههايى مىتراشيد؟
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
وَلَا تُطِيعُوٓا۟ أَمْرَ ٱلْمُسْرِفِينَ
و فرمان اين اسرافكاران را مپذيريد:
ٱلَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ
اينان كه در زمين فساد مىكنند و اصلاح نمىكنند.
قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ
گفتند: جز اين نيست كه تو را جادو كردهاند.
مَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِـَٔايَةٍ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ
تو نيز بشرى همانند ما هستى. اگر راست مىگويى نشانهاى بياور.
قَالَ هَٰذِهِۦ نَاقَةٌۭ لَّهَا شِرْبٌۭ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ
گفت: اين مادهشترِ من است. يك روز آب خوردن حق او باشد و يك روز حق شما.
وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٍۢ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ
به آن آسيبى مرسانيد كه عذابِ روزى بزرگ شما را فرومىگيرد.
فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا۟ نَٰدِمِينَ
آن را كشتند و پشيمان شدند.
فَأَخَذَهُمُ ٱلْعَذَابُ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
پس عذاب آنها فروگرفت. هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
هرآينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ ٱلْمُرْسَلِينَ
قوم لوط پيامبران را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنگاه كه برادرشان لوط گفت: آيا پروا نمىكنيد؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من براى شما پيامبرى امين هستم.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمىطلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
أَتَأْتُونَ ٱلذُّكْرَانَ مِنَ ٱلْعَٰلَمِينَ
چرا از ميان مردم جهان با نران مىآميزيد؟
وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُم مِّنْ أَزْوَٰجِكُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ
و همسرانى را كه پروردگارتان برايتان آفريده است ترك مىگوييد؟ نه. شما مردمى متجاوز هستيد.
قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَٰلُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُخْرَجِينَ
گفتند: اى لوط، اگر بس نكنى، از شهر بيرونت مىكنيم.
قَالَ إِنِّى لِعَمَلِكُم مِّنَ ٱلْقَالِينَ
گفت: من با كار شما دشمنم.
رَبِّ نَجِّنِى وَأَهْلِى مِمَّا يَعْمَلُونَ
اى پروردگار من، مرا و كسانم را از عاقبت عملى كه مىكنند رهايى بخش.
فَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ أَجْمَعِينَ
او و همه كسانش را رهانيديم.
إِلَّا عَجُوزًۭا فِى ٱلْغَٰبِرِينَ
مگر پيرزنى كه خواست بماند.
ثُمَّ دَمَّرْنَا ٱلْءَاخَرِينَ
سپس ديگران را هلاك كرديم.
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًۭا ۖ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلْمُنذَرِينَ
بر آنها بارانى بارانيديم و چه بد بود باران تهديدشدگان.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
هرآينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.
كَذَّبَ أَصْحَٰبُ لْـَٔيْكَةِ ٱلْمُرْسَلِينَ
مردم اَيكه پيامبران را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنگاه كه شعيب به آنها گفت: آيا پروا نمىكنيد؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من براى شما پيامبرى امين هستم.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمىطلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
۞ أَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُخْسِرِينَ
پيمانه را تمام بپردازيد و كمفروشى مكنيد.
وَزِنُوا۟ بِٱلْقِسْطَاسِ ٱلْمُسْتَقِيمِ
و با ترازوى درست وزن كنيد.
وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
به مردم كم مدهيد و بىباكانه در زمين فساد مكنيد.
وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ وَٱلْجِبِلَّةَ ٱلْأَوَّلِينَ
از آن كس كه شما و آفريدگان پيش از شما را آفريده است بترسيد.
قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ
گفتند: جز اين نيست كه تو را جادو كردهاند.
وَمَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ ٱلْكَٰذِبِينَ
تو نيز بشرى همانند ما هستى و مىپنداريم كه دروغ مىگويى.
فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ
اگر راست مىگويى، پارهاى از آسمان را بر سر ما انداز.
قَالَ رَبِّىٓ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ
گفت: پروردگار من به كارى كه مىكنيد داناتر است.
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ ٱلظُّلَّةِ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
پس تكذيبش كردند و در آن روز ابرى، عذاب آنان را فرو گرفت. و آن عذاب روزى بزرگ بود.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
هرآينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.
وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و اين كتاب، نازل شده از جانب پروردگار جهانيان است.
نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلْأَمِينُ
آن را روحالامين نازل كرده است،
عَلَىٰ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلْمُنذِرِينَ
بر دل تو، تا از بيمدهندگان باشى.
بِلِسَانٍ عَرَبِىٍّۢ مُّبِينٍۢ
به زبان عربى روشن.
وَإِنَّهُۥ لَفِى زُبُرِ ٱلْأَوَّلِينَ
و آن در نوشتههاى پيشينيان نيز هست.
أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ ءَايَةً أَن يَعْلَمَهُۥ عُلَمَٰٓؤُا۟ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
آيا اين نشانه برايشان بسنده نيست كه علماى بنىاسرائيل از آن آگاهند؟
وَلَوْ نَزَّلْنَٰهُ عَلَىٰ بَعْضِ ٱلْأَعْجَمِينَ
اگر آن را بر يكى از عجمان نازل كرده بوديم،
فَقَرَأَهُۥ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ مُؤْمِنِينَ
و بر ايشان مىخواندش، بدان ايمان نمىآوردند.
كَذَٰلِكَ سَلَكْنَٰهُ فِى قُلُوبِ ٱلْمُجْرِمِينَ
بدينسان قرآن را در دلهاى مجرمان راه داديم.
لَا يُؤْمِنُونَ بِهِۦ حَتَّىٰ يَرَوُا۟ ٱلْعَذَابَ ٱلْأَلِيمَ
بدان ايمان نمىآورند تا عذاب دردآور را بنگرند.
فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةًۭ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
و آن عذاب ناگهان و بىخبر بر آنان فرود مىآيد.
فَيَقُولُوا۟ هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ
مىگويند: آيا ما را مهلتى خواهند داد؟
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ
آيا به عذاب ما مىشتابند؟
أَفَرَءَيْتَ إِن مَّتَّعْنَٰهُمْ سِنِينَ
ديدى كه هر چند سالها برخوردارشان ساختيم،
ثُمَّ جَآءَهُم مَّا كَانُوا۟ يُوعَدُونَ
باز هم عذابى كه به آنها وعده شده بود بر سرشان آمد،
مَآ أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يُمَتَّعُونَ
آن برخورداريها به حالشان سود نكرد؟
وَمَآ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ
ما هيچ قريهاى را هلاك نكرديم جز آنكه برايشان بيمدهندگانى بودند.
ذِكْرَىٰ وَمَا كُنَّا ظَٰلِمِينَ
تا پندشان دهند. زيرا ما ستمكار نيستيم.
وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ ٱلشَّيَٰطِينُ
و اين قرآن را شياطين نازل نكردهاند.
وَمَا يَنۢبَغِى لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ
آنان نه درخور اين كارند و نه توان آن دارند.
إِنَّهُمْ عَنِ ٱلسَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ
شياطين را از شنيدن وحى معزول داشتهاند.
فَلَا تَدْعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتَكُونَ مِنَ ٱلْمُعَذَّبِينَ
پس با خداى يكتا خداى ديگرى را مخوان تا مباد در شمار مستحقان عذاب درآيى.
وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ ٱلْأَقْرَبِينَ
خويشاوندان نزديكت را بترسان.
وَٱخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
در برابر هر يك از مؤمنان كه از تو پيروى مىكند بال فروتنى فرودآر.
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّى بَرِىٓءٌۭ مِّمَّا تَعْمَلُونَ
و اگر بر تو عصيان ورزيدند بگو: من از كارهاى شما بيزارم.
وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱلْعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ
و بر خداى پيروزمند مهربان توكل كن.
ٱلَّذِى يَرَىٰكَ حِينَ تَقُومُ
آن كه تو را مىبيند آنگاه كه برمىخيزى.
وَتَقَلُّبَكَ فِى ٱلسَّٰجِدِينَ
و نماز خواندنت را با ديگر نمازگزاران مىبيند.
إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ
هرآينه اوست شنواى دانا.
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ ٱلشَّيَٰطِينُ
آيا شما را آگاه كنم كه شياطين بر چه كسى نازل مىشوند؟
تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍۢ
بر هر بسيار دروغگوى گنهكار نازل مىشوند.
يُلْقُونَ ٱلسَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَٰذِبُونَ
گوش فرا مىدهند و بيشترينشان دروغگويانند.
وَٱلشُّعَرَآءُ يَتَّبِعُهُمُ ٱلْغَاوُۥنَ
و گمراهان از پى شاعران مىروند.
أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِى كُلِّ وَادٍۢ يَهِيمُونَ
آيا نديدهاى كه شاعران در هر واديى سرگشتهاند؟
وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ
و چيزها مىگويند كه خود عمل نمىكنند؟
إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَذَكَرُوا۟ ٱللَّهَ كَثِيرًۭا وَٱنتَصَرُوا۟ مِنۢ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا۟ ۗ وَسَيَعْلَمُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ أَىَّ مُنقَلَبٍۢ يَنقَلِبُونَ
مگر آنان كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند و خدا را فراوان ياد كردند و چون مورد ستم واقع شدند انتقام گرفتند. و ستمكاران به زودى خواهند دانست كه به چه مكانى باز مىگردند.