بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ يَٰٓأَيُّهَا ٱلْمُدَّثِّرُ
اى جامه در سر كشيده،
سُورَةُ المُدَّثِّرِ
فرمان «برخیز و هشدار ده» را در بر دارد، که آغاز رسالت آشکار پیامبر پس از نخستین وحی بود.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ يَٰٓأَيُّهَا ٱلْمُدَّثِّرُ
اى جامه در سر كشيده،
قُمْ فَأَنذِرْ
برخيز و بيم ده.
وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ
و پروردگارت را تكبير گوى.
وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ
و جامهات را پاكيزه دار.
وَٱلرُّجْزَ فَٱهْجُرْ
و از پليدى دورى گزين.
وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ
و چيزى مده كه بيش از آن چشم داشته باشى.
وَلِرَبِّكَ فَٱصْبِرْ
براى پروردگارت صابر باش.
فَإِذَا نُقِرَ فِى ٱلنَّاقُورِ
و آنگاه كه در صور دميده شود،
فَذَٰلِكَ يَوْمَئِذٍۢ يَوْمٌ عَسِيرٌ
آن روز روزى سخت خواهد بود.
عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍۢ
و براى كافران ناآسان.
ذَرْنِى وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًۭا
مرا با آن كه تنهايش آفريدهام واگذار.
وَجَعَلْتُ لَهُۥ مَالًۭا مَّمْدُودًۭا
او را مالى بسيار دادم.
وَبَنِينَ شُهُودًۭا
و پسرانى همه در نزد او حاضر.
وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمْهِيدًۭا
و كارهاى او را به نيكوتر وجهى برساختم.
ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ
آنگاه طمع مىبندد كه زيادت كنم.
كَلَّآ ۖ إِنَّهُۥ كَانَ لِءَايَٰتِنَا عَنِيدًۭا
آرى، كه او در برابر آيات ما ستيزهجوست.
سَأُرْهِقُهُۥ صَعُودًا
او را به مشقتى مىاندازم.
إِنَّهُۥ فَكَّرَ وَقَدَّرَ
او انديشيد و طرحى افكند.
فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ
مرگ بر او باد، چگونه طرحى افكند؟
ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ
باز هم مرگ بر او باد، چگونه طرحى افكند؟
ثُمَّ نَظَرَ
آنگاه نگريست.
ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ
سپس روى ترش كرد و پيشانى در هم كشيد.
ثُمَّ أَدْبَرَ وَٱسْتَكْبَرَ
سپس روى گردانيد و گردنكشى كرد.
فَقَالَ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ يُؤْثَرُ
گفت: اين، جز جادويى كه ديگرانش آموختهاند، هيچ نيست.
إِنْ هَٰذَآ إِلَّا قَوْلُ ٱلْبَشَرِ
اين، جز سخن آدمى هيچ نيست.
سَأُصْلِيهِ سَقَرَ
زودا كه او را به سَقَر بيفكنيم.
وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا سَقَرُ
چه چيز آگاهت ساخت كه سَقَر چيست؟
لَا تُبْقِى وَلَا تَذَرُ
نه هيچ باقى مىگذارد و نه چيزى را وا مىگذارد.
لَوَّاحَةٌۭ لِّلْبَشَرِ
سوزاننده پوست است.
عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ
نوزده فرشته بر آن گماشتهاند.
وَمَا جَعَلْنَآ أَصْحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةًۭ ۙ وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةًۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِيَسْتَيْقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ وَيَزْدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِيمَٰنًۭا ۙ وَلَا يَرْتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْمُؤْمِنُونَ ۙ وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ وَٱلْكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلًۭا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِى مَن يَشَآءُ ۚ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ ۚ وَمَا هِىَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ
موكلان دوزخ را جز از فرشتگان قرارنداديم. و شمار آنها جز براى امتحان كافران نيست. تا اهل كتاب يقين كنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل كتاب و مؤمنان شك نكنند. و تا آنان كه در دلهاشان مرضى است نگويند: خدا از اين مثَل چه مىخواسته است؟ خدا اينچنين هر كس را كه بخواهد گمراه مىكند و هر كس را كه بخواهد راه مىنمايد. و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند. و اين سخن جز اندرزى از براى مردم نيست.
كَلَّا وَٱلْقَمَرِ
آرى، سوگند به ماه.
وَٱلَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ
و سوگند به شب، چون روى در رفتن آرد،
وَٱلصُّبْحِ إِذَآ أَسْفَرَ
و سوگند به صبح، چون پرده برافكند،
إِنَّهَا لَإِحْدَى ٱلْكُبَرِ
كه اين يكى از حادثههاى بزرگ است.
نَذِيرًۭا لِّلْبَشَرِ
ترساننده آدميان است.
لِمَن شَآءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ
براى هر كس از شما كه خواهد پيش افتد يا از پى رود.
كُلُّ نَفْسٍۭ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ
هر كس در گرو كارى است كه كرده است.
إِلَّآ أَصْحَٰبَ ٱلْيَمِينِ
مگر اهل سعادت،
فِى جَنَّٰتٍۢ يَتَسَآءَلُونَ
كه در بهشتها نشستهاند و مىپرسند
عَنِ ٱلْمُجْرِمِينَ
از گناهكاران:
مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ
كه چه چيز شما را به جهنم كشانيد؟
قَالُوا۟ لَمْ نَكُ مِنَ ٱلْمُصَلِّينَ
مىگويند: ما از نمازگزاران نبوديم.
وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ ٱلْمِسْكِينَ
و به درويشان طعام نمىداديم.
وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلْخَآئِضِينَ
و با آنان كه سخن باطل مىگفتند هماواز مىشديم،
وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ ٱلدِّينِ
و روز قيامت را دروغ مىانگاشتيم.
حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلْيَقِينُ
تا مرگ ما فرا رسيد.
فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ
پس شفاعت شفاعتكنندگان سودشان نبخشيد.
فَمَا لَهُمْ عَنِ ٱلتَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ
چه شده است كه از اين پند اعراض مىكنند؟
كَأَنَّهُمْ حُمُرٌۭ مُّسْتَنفِرَةٌۭ
مانند گورخران رميده
فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍۭ
كه از شير مىگريزند.
بَلْ يُرِيدُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَىٰ صُحُفًۭا مُّنَشَّرَةًۭ
بلكه هر يك از ايشان مىخواهد كه نامههايى گشاده به او داده شود.
كَلَّا ۖ بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلْءَاخِرَةَ
آرى، كه از آخرت نمىترسند.
كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذْكِرَةٌۭ
آرى، كه اين قرآن اندرزى است.
فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ
هر كه خواهد، آن را بخواند.
وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ هُوَ أَهْلُ ٱلتَّقْوَىٰ وَأَهْلُ ٱلْمَغْفِرَةِ
و پند نمىگيرند، مگر اينكه خدا خواهد. او شايان آن است كه از او بترسند. و او شايان آمرزيدن است.