بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ هَلْ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلْغَٰشِيَةِ
آيا داستان غاشيه به تو رسيده است؟
سُورَةُ الغَاشِيَةِ
چهرههای سرافکنده دوزخیان را با چهرههای درخشان بهشتیان مقایسه میکند، سپس به شتر، آسمان، کوهها و زمین همچون نشانههایی اشاره میکند.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ هَلْ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلْغَٰشِيَةِ
آيا داستان غاشيه به تو رسيده است؟
وُجُوهٌۭ يَوْمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ
در آن روز وحشت در چهرهها پديدار است،
عَامِلَةٌۭ نَّاصِبَةٌۭ
تلاش كرده و رنج ديده،
تَصْلَىٰ نَارًا حَامِيَةًۭ
در آتش سوزان در افتند.
تُسْقَىٰ مِنْ عَيْنٍ ءَانِيَةٍۢ
از آن چشمه بسيار گرم آبشان دهند،
لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍۢ
طعامى جز خار ندارند،
لَّا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِى مِن جُوعٍۢ
كه نه فربه مىكند و نه دفع گرسنگى.
وُجُوهٌۭ يَوْمَئِذٍۢ نَّاعِمَةٌۭ
و در آن روز چهرههايى تازه باشند:
لِّسَعْيِهَا رَاضِيَةٌۭ
از كار خويشتن خشنود،
فِى جَنَّةٍ عَالِيَةٍۢ
در بهشتى برين،
لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةًۭ
كه در آن سخن لغو نشنوى،
فِيهَا عَيْنٌۭ جَارِيَةٌۭ
و در آن چشمهسارها روان باشد،
فِيهَا سُرُرٌۭ مَّرْفُوعَةٌۭ
و تختهايى بلندزده،
وَأَكْوَابٌۭ مَّوْضُوعَةٌۭ
و سبوهايى نهاده،
وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌۭ
و بالشهايى در كنار هم چيده،
وَزَرَابِىُّ مَبْثُوثَةٌ
و فرشهايى گسترده.
أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى ٱلْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ
آيا به شتر نمىنگرند كه چگونه آفريده شده؟
وَإِلَى ٱلسَّمَآءِ كَيْفَ رُفِعَتْ
و به آسمان كه چسانش برافراشتهاند؟
وَإِلَى ٱلْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ
و به كوهها كه چگونه بركشيدهاند؟
وَإِلَى ٱلْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ
و به زمين كه چسان گسترده شده؟
فَذَكِّرْ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَكِّرٌۭ
پس پند ده، كه تو پند دهندهاى هستى.
لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ
تو بر آنان فرمانروا نيستى.
إِلَّا مَن تَوَلَّىٰ وَكَفَرَ
مگر آن كس كه رويگردان شد و كفر ورزيد،
فَيُعَذِّبُهُ ٱللَّهُ ٱلْعَذَابَ ٱلْأَكْبَرَ
پس خدايش به عذاب بزرگتر عذاب مىكند.
إِنَّ إِلَيْنَآ إِيَابَهُمْ
هر آينه بازگشتشان به سوى ماست.
ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُم
سپس حسابشان با ماست.